زبان نایینی

 از آثار قدمت و اهمیت نایین ، زبان محلی آن است که از ریشه های اصیل و پیوسته زبان اوستا یا پهلوی میباشد . البته میدانیم که زبان محلی جزی ، نطنزی ، اردستانی ، بافقی کاشانی ، سمنانی ، خوری ، بیابانکی ، جندقی ، کردی ، لری و ... در اطراف این آب و خاک تلفظ میکنند و حرف میزنند . و به تصدیق زبان شناسان و اساتید فن ، زبان محلی نایین جز آن دسته زبان ها است که اصالت ادبی و پیوند ثابت و ناگسستنی با زبان مادر « پهلوی ساسانی » دارد بنابراین بیش از اهمیتی که مسجد جامع و منبر تاریخی آن دارد و یا نارین قلعه قبل از خرابی و ویرانی در قدمت نایین اثر و سابقه ایجاد مینمود ، زبان محلی نایین تاثیر حیاتی و باستانی دارد. کلیه قواعد عربی موضوعه در ادبیات دستوری در این ریشه بارز و ظاهر و چشمگیر است .

لازم به ذکر است که از آنجاییکه شهر نایین دارای چند بخش است ، لغات و دستور زبان در این چند بخش اندکی با یکدیگر تفاوت دارد . به طور مثال کلمه من در زبان فارسی ، در بخش نایین « می » ، در بخش محمدیه ( ممتی ) « مو » و در بخش بافران « مه » گفته میشود .

فرض کنید مصدر « وات » - یعنی گفتن – ماضی مطلق آن میشود :

مو وات          تو وات          شو وات

می وات        تی وات         شی وات

به معنی :

گفتم          گفتی          گفت

گفتیم       گفتید            گفتند

ماضی نقلی آن میشود :

مو واتَه          تو واتَه          شو واتَه

می واتَه         تی واتَه        شی واتَه

به معنی :

گفتم ام          گفته ای        گفته است

گفته ایم        گفته اید          گفته اند

وجه التزامی :

مو واوات        تو واوات          شو واوات

می واوات       تی واوات       شی واوات

به معنی :

باید بگویم      باید بگویی       باید بگوید       

و ...

در مضارع ، یعنی برای ساختن فعل مضارع  « ت » به « ج » تبدیل شده ، و چنین میشود :

 واجی ( اول شخص مفرد )   واجی ( دوم شخص مفرد )

واجَه ، واجم ، واجِن . ( میگویم ، میگویی ، میگوید ، ... ) .

در فعل امر زبان فارسی معمولی ، حرف « ب » مبنای امر است مانند :

برو ، بگو ، بخور ، بشور ، بیا و ... ، و در زبان محلی نایین « الف » و « واو »

بنای اصلی امر محسوب میشوند ، مانند :

او واج ( بگو ) ، او خور ( بخور ) ، اِمَر . ایمَر  ( بشکن ) ، ایشو ( برو ) ، وِگیر ( بردار ) ، واَل ( بگذار ) وَکُش ( خاموش کن ) ، وِیُش ( بایست ) ، وِرُس ( برخیز ) ، و ...

فعل امر در زبان محلی نایین ، در صیغه دارد :

دوم شخص مفرد  و دوم شخص جمع  .

« ایشو » و « ایشید » ( برو  و  برید )

از جمله دلایل اصالت این زبان ، نظم طبیعی آن ، مخصوصا در ضمایر است ؛ مثلا ضمایر مفرد در ماضی « مو » ، «تو» ، «شو» و ضمایر جمع «می» ، «تی» و «شی» هستند :

مو خا ، تو خا ، شو خا ، می خا ، تی خا ، شی خا . در این دسته مصدر « خارت » به معنی خوردن است .

سازمان عبارات

الفاظ و عبارات زبان محلی نایین ، از یکی از چند صورت بیرون نیست :

اول : واژه و گویشی که صورت واژه دارد ؛ یعنی از حالی به حالتی تغییر نیافته  و ریشه آن را باید از فرهنگ اوستا بیرون کشید ، مانند کلمه یا اسم « مَلو » به معنی گربه ، و « کویَه » به معنی سگ و « هیلی » به معنی زرد آلو ،  « دیم » ، «لنج» ، « شه بی » ، « او واج » ، « کَرک » ، « چوری » و ... .

دوم : واژه هایی که مشتق از لفظ فارسی معمولی میباشند و چند صورت دارند :

الف ) یک دسته کلماتی که صورت حروف در آنها ثابت مانده ، به حرکات ، تغییر یافته ؛ مانند : « دِهِن – دِن » که محلی دهان است ، یا « گِندم » که محلی گندم است و یا « قِند » که قند بوده ، و اغلب ، اساس چنین است .

ب ) کلماتی که با افزایش یا کاهش فارسی معمولی ، محلی میشوند ؛ مانند : کوتاب (کتاب) ، دِندُن (دندان) ، اَتَش (آتش) ، زیمین ( زمین ) و  نوو (نان) .

ج) آنها که به تحقیر حروف ، محلی میشوند ، و این بیشتر بین « ب » و « و » میباشد ؛ مانند :

جوراو  (جوراب) ، اُو ( آب) ، نیمِی (نمد) ، وا (باد) ، بر (در) ، کولا (کلاه) ، کوباب (کباب) ، قیلِم (قلم) و ... .

بسیاری از واژه های گویش نایینی را میتوان در زبان زرتشتیان و در میان کلماتی که مردم ناحیه یزد به کار میبرند جست و جو کرد .

 

 

 

× برای ورود به "سایت نایین پژوه" کلیک کنید ×

برداشت تنها با یاد نام وبلاگ " نایین پژوه " روا میباشد