گر چه در این چند سال ، بسیاری از آن‌‌ها به سرقت رفته است که اگر میراث‌داران شهر فکری در جهت حفاظت از آن‌ها نکنند بی‌شک بقیه هم تا چند سال دیگر به سرنوشت آثار ناپدید شده دچار خواهند شد.

سنگ نوشته‌ها (کتیبه‌ها)

یکی از کتیبه‌ها در بالای سر در مسجد باباعبدالله که یکی از بناهای قدیمی و از دوره‌ی ایلخانیان (قرن هشتم) می‌باشد ، قرار دارد که از نظر سنگ و نوع خط «نستعلیق» بی‌نظیر بوده و مطالب آن این‌چنین است:

یا هو

بر لوح دلم جز رقم مهر علی نیست                 با مهر علی سر زنم از خاک قیامت

وفات عالیحضرت جنب منزلت میرزا زین‌العابدین ولد مرحوم ابوالقاطالب‌ثراه به تاریخ یوم‌الجمعه عاشر شهر جمادی‌الثانی سنة 1185[1]

فغان زین چرخ بی‌پروا که هر دم در زمین سازد          جوانی نازنین را مسکن و پیر کزین را جا

چو بر روی زمین صاحب دلی بیند چنان بر وی          کند جا تنگ کز تنگی کند زیر زمین را جا

خصوصا میرزای دهر زین‌العابدین کو را          به جایی بود جا کانجا بود اهل یقین را جا

تن جان پرور او کرد جا در خاک و جان او          به جنت کرد جا کانجاست جان نازنین را جا

به خاک ای چرخ دادی جای شخصی را که می‌دانی         ستم باشد که باشد خاک شخص اینچنین را جا

غرض چون عزم بزم خلد کرد و جان پاک او           بر آن شد تا کند زین تنگ جا خلد بر این را جا

به آیین دعا گفتا رفیق از بهر تاریخش          که دایم باد بزم خلد زین‌العابدین را جا

سنة 1185

کاشی نوشته‌ها

کاشی نوشته‌های زیادی در مساجد و میادین می‌بینیم که یکی از آن‌ها کاشی نوشته‌ای است که در ایوان شرقی حسینیه بیرونی میدان محله باب‌المسجد نصب شده است که صورت وقفنامه‌ای در آن با خط نستعلیق تحریر شده به این شرح:

هو الله الوقف علی‌الضمایر

به لعنت خدا و رسول گرفتار بار خلاف کننده قرار داد وقفیات مرحوم خلد مراتب حاجی طالب طاب‌ثراه که تفصیل آن‌ها بدین گونه است:[2]

اولا آن که باید هر ساله از منافع املاک موقوفه در مسجد جامع نایین در ماه مبارک رمضان مبلغ یک تومان صرف ذکر مصائب شود.

و ثانیا باید هر ساله در ماه محرم شش من گندم با دو من گوشت به جهت فقرا طبخ شود.

و ثالثا هر چه تتمه منافع مزبوره است باید در حسینیه درب مسجد صرف ذکر مصایب شود در ماه محرم و صفر.

و رابعا باید بهره به همه ذاکرین از غریب و اهل بلد برسد خصوصا کسانی که از ایشان کم طالبند.

و خامسا آن که امر تولیت معوض است به صلحای محله درب مسجد و نظارت با عامه اهل محله.

صانع استاد موسی و راقم محمد حسن التماس دعا داریم فی سنة 1310 هجری قمری.

یادگاری

سابقا یادگار و خط نوشته‌های بسیاری بر سر در مساجد و میادین مشاهده می‌شد که متن آن حکایت از وقایع و حوادث دوران تاریخی شهر از قبیل بیماری‌ها ، سیل ، زلزله ، گرانی ، قحط سالی را داشت که متاسفانه کاتبان به جای آنکه بر روی کاغذ کتابت کنند بر روی در و دیوار می‌نوشتند که مسلما به مرور زمان به علت تعمییر و یا نوسازی از بین رفته‌اند. مثلا بر دیواره‌ی یکی از غرفه‌های حسینیه باب‌المسجد بیش از آنکه رنگ‌آمیزی کنند من بنا به علاقه‌ای که داشتم آن‌ها را یادداشت نمودم از آن جمله:

دیروز چهارشنبه سی‌ام عید ابر تیره‌ای آسمان نایین و کوهستان‌های اطراف را پوشاند ، صدای پایه (رعد و برق) یک لحظه قطع نمی‌شد. شب هنگام سر و صدا بلند شد که سیل دارد می‌آید ، سیل آمد و قسمتی از محله سکان را خراب کرد مِن جمله خانه حاکم شهر : کاتب[3]

دیشب پانزدهم ماه صفر‌المظفر 1337 هجری قمری خداوند چهارمین فرزند ذکوری به اینجانب اسمعیل‌بن‌حسین عطا فرمود. از خدا و صاحب تکیه حضرت سید‌الشهدا می‌خواهم این فرزند را همچون سه فرزند در گذشته دچار وبا و سور نکند و این یکی برای من و والده‌اش بماند.

ملتمس دعا اسمعیل

و اما یک یادگاری دیگری که فکر می‌کنم برای خوانندگان جالب و حالت مزاح دارد بی‌مناسبت نیست که در اینجا اشاره‌ای به آن داشته باشیم ، چرا که کاتب آن زنده است و از همکاران بازنشسته‌ی فرهنگی است.

در اسفندماه سال 1339 عده‌ای از دانشجویان تهران برای تعطیلات نوروزی به نایین و دیگر شهر‌های کویری همچون یزد و طبس و غیرو آمده و دیدنی‌ها و شنیدنی‌های خود را در کتابی به نام زیر آسمان کویر جمع‌آوری کرده‌اند. گرچه نقد بسیاری بر نوشته‌ی آن‌هاست خصوصا مطالبی که در‌باره‌ی نایین نوشته‌اند!!

بگذریم ، یکی از محله‌هایی که در نایین مورد بازدید قرار می‌گیرد مسجد جامع می‌باشد که به جای غور و تعمق در سبک معماری آن خصوصا گچ‌بری‌های بی‌نظیر و منبت‌کاری منبر 800 ساله آن دو چیز نظر آن‌ها را جلب می‌نماید یکی بخشنامه‌ی اداره‌ی فرهنگ وقت و دیگری یادگاری آقای خلیل محققی‌پور .

... اما بر در دیوار مسجد خطوط دیگری پیدا کردیم که همه آن‌ها را می‌توانستیم بخوانیم. این خطوط یادگار همان فرقه یادگار نویسی است که در روزگار اعتلای نایین در میان جمعیت نمازگزار قایم می‌شدند و پس از ختم نماز و خلوت شدن مسجد به اقامه‌ی شعایر خود می‌پرداختند. یادگار‌های بسیاری بود که یکی از آن‌ها برای ما جلب توجه می‌کرد و آن یادگاری سوزناک یکی از این فرقه بود که باید حتما قیافه‌ی نویسنده ‌را پیش چشم بیاورید و بعد یادگاری او را بخوانید.

« این یادگار خلیل محققی‌پور نایینی است که در تعطیلات ده روز زمستانی سال 1338 به اتفاق پسر عموی عزیزم که بعد از مدت مدیدی به نایین تشریف آورده است ، ثبت نمودم که بعد از مردن یادی از من ناقابل بشود » نویسنده ادامه می‌دهد: « البته اگر آقای محققی‌پور مرده باشد ما چهار نفر و همه‌ی خوانندگان این یادداشت دین خود را نسبت به ایشان ادا کردیم. »

قسمت دوم

کتیبه‌ها

این‌بار به سراغ سنگ نوشته‌ای می‌رویم منصوب در مسجد جامع نایین که در واقع سنگ قبری است که در سمت راست منبر مسجد بر دیوار غربی آن نصب گردیده است. سنگ کتیبه از جنس مرمر یشمی است که با خط زیبای نستعلیق چنین نوشته شده:

« کل شی هالک الا وجهه »

وفات مرحمت و غفران پناه جنت و رضوان آرامگاه ملامحمدعلی خلف مرحمت و غفران پناه آقا محمدباقر به تاریخ شرح ذیحجه الحرام 1193

حیف که از دور دهر آه که از جور چرخ     بست محمدعلی بار دهر از جهان

صاحب فضل و هنر جامع علم و عمل     فاضل نیکو سیر ، عالم نیکو بیان

منزل اصحاب بود و گلشن از او ابروش     محفل احباب بود روشن از او شمع سان

گلستان خشک شد چون نهان کرد چرخ     محفلشان تیره گشت رفت چو او از میان

عرصه علم نبود در خور طیران او     بر سر طوبی نهاد مرغ دلش آشیان

رفت به دار جنان چون ز جهان الفرض    و ز غم او خلق را رفت به گردون فغان

خواست ز پیر خردسال وفاتش رفیق    گفت محمدعلی رفت به دار جنان[4]

کاشی نوشته‌ها

سال‌های سال وقتی اهالی محلات نایین در تشیع مردگان خود به دروازه محله پنجاهه نایین که غسالخانه شهر در کنار آن قرار داشت نزدیک می‌شدند ، آب‌انباری را ملاحضه می‌کردند که به قطعه لوح کاشی به شکل ترنج با زمینه لاجورد و خط نستعلیق به ابعاد 20×35 بر در دروازه نصب بوده که در سر ترنج بسم الله سلطان‌الذاکرین واقف جمع اهل محله همت و آب انبار را تمام نمودند . تاریخ هزار و سیصد و هفت هجری به سعی و اهتمام خیرالحاج حاجی علی‌اکبر حاجی حسن ، آبی بنوش و لعنت حق بر یزید کن . به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار باد هر که سبوی انبار را از مکان خود به جای دیگری برد. سلطان بین سطر دوم و سوم عمل محمدرضا ذکر شده است.

دو لوح کاشی بیضی شکل و دیگری مستطیل بر دیوار مشرف بر درگاه قبله آب‌انبار به فیض نصب بود 20×30 سانتی‌متر بر لوح کاشی دست راست که به رنگ لاجورد بود با خط نستعلیق چنین نوشته شده بود:

« این ندا از عالم بالا رسید »

                                     کتیبه صادق نایینی سنه 1312

بر لوح کاشی بیضی طرف سمت چپ به همان رنگ و اندازه و خط نوشته شده بود : مزد آب این است لعنت بر یزید.

++++عبد محمد صادق

و اما کاشی مستطیل که در وسط دو لوح کاشی بیضی منصوب بود به خط نستعلیق که نوشته آن چنین بود:

یا حضرت عباس

مرحبا به آن جوانی کو نماید کار فیض     جان و دل را سازد از مهر و وفا ایثار فیض

بخ بخ از نایین که شد انبار فیض اینجا بنا     تشنگان گردند از آبش همه سرشار فیض

مرحبا از همت این مرد نیکو سرشت     کش همی سازند جاری روز و شب انهار فیض

هست اندر گوش هوش راستین      اصل فیض و فرح فیض و خرمن و خروار فیض  

آب نوش ای تشنه از سلسبیل و لعن کن    بر گروه قاتلان شاه دین سالار فیض

گفت طوبی در هزار و سیصد و شصت از وفا     شد بنا از عشق شاه کربلا ایثار فیض

نوشته‌ی فیض تا اینجا خط نستعلیق است. پس از آن به خط شکسته عبارات زیر خوانده می‌شود.

ناظم اشعار سرکار جلالت مدار شوکت آثار آقای میرزا عبد‌الوهاب خان متخلص به طوبی زید مجده سلیل جلیل بندگان جلالت ارکان آقای میرزا غلام‌حسین خان دام اقباله‌العالی کاتب و نگارنده حروف محمدصادق ابن حاجی محمدحسین تاجر نایینی در کارخانه استاد قوی بنیاد . استاد یوسف به تاریخ پانزدهم شهر محرم‌الحرام سال 1312 شمسی ، این قسمت شکسته شده است. در پایان با این دعا الهم اغفر المومنین و المومنات متن کاشی تمام می‌شود.

 

یادگار و خط نوشته‌ها

پس از انتشار فصل‌نامه تابستان ، نامه‌ای از دوست و همکاری قدیمی آقا‌ی حسن صحت که سال‌ها در فرهنگ خدمت کرده‌اند و فعلا ساکن اصفهان می‌باشند به هیات تحریریه رسید که ان‌شاالله به موافقت شورای نویسندگان عینا در ستون نامه‌‌های رسیده فصل‌نامه‌ی پائیز درج شود تا هم یادی از خودشان و هم از چهره‌های ماندگاری که نام برده‌اند بشود و اما چرا در مقدمه این مطلب به این موضوع اشاره شد. جواب این‌که چون عنوانامه خطاب به این حقیر بوده شرط ادب ایجاب می‌نماید که پاسخی داده شود از این جهت می‌گویم ان‌شاالله پس از پایان این سلسله مطالب به معرفی چهره‌های فراموش شده خواهیم پرداخت و اما اصل بحث که مربوط به یادگاری‌ها و خط نوشته‌هاست به یادگاری‌ مرحوم ابوی آقای صحت اختصاص دارد از این قرار که چندی پیش  برای تهیه مطالب یادگاری‌ها به باغ مصلی نایین رفتم و تمامی در و دیوار‌های بقعه باغ را نظاره‌گر شدم. من جمله منبر آن که مطالب زیادی بر آن نگاشته بودند ولی هیچ‌کدام چنگی به دل نمی‌زد ؛ ولی تنها یک یادگاری توجه مرا جلب کرد و آن این بود:

« یادگاری علی اصغر صحت دوا فروش نایین به تاریخ 10 اردیبهشت 1317 التماس دعا دارم »

یادگار دیگری که بر سقف پایاب «که» مسجد جامع نایین نوشته شده بود و تا حال مصون مانده:

«یادار محمدتقی ولد ملا محمدعلی‌بن مرحوم ملاحسین بافرانی سنة 1290»

این هم خط نوشته از عاشقی بی‌قرار که به جهت انشای روان و مسجع گونه آن‌ که توأم با استغاثه بوده بر دیواری از مسجد جامع مومن نگارش شده انتخاب گردید:

هر جا که روم شرح غم یار نویسم     کاغذ نبود بر در و دیوار نویسم

بار الها ، می‌دانی که من بنده ذلیل مدتی است دل در گروه عشق دوشیزه‌ای از دوشیزگان محله ...... بسته‌ام که نه جرأت ابراز آن را دارم و نه قدرت اظهار ، جز اینکه بسوزم و بسازم ولی سوختن و ساختن تا کی ، نه تن رنجور من طاقت تحمل این بار گران را دارد و نه دل بی‌قرار من طاقت صبوری ، پس از تو می‌خواهم چاره‌ای فرا راه من نه که کار بر من سهل و یار بر من اهل شود.

+++عبد تو محمدولد میرزا باقر 1327

این هم نوشته‌ای از مسافر غریبی دل‌خسته که بر دیواری از همین مسجد نگاشته است:

خداوندا سه درد آمد به یکبار     غریبی و ره دور و غم یار

غریبی و غم دورم غمی نیست     غم یارم ، غم یارم ، غم یار

+++محمدحسین ولد استاد حسن زواره‌ای 1323

گویا پس از تحریر این یادگاری یک غریبه‌ی دیگر یا یک نایینی گذری بر مسجد داشته و این ابیات را چنین اصلاح کرده و نوشته است :

« آقای زواره‌ای اصل شعر این است تو اگر عاشقی شعر را خراب نکن

خداوندا سه درد آمد به یکبار    زن زشت و خر لنگ و طلبکار

خداوندا زن زشتا تو ور دار    خودم دونم خر لنگ و طلبکار»

( بخشی از مطالب کتیبه‌ها از کتاب یادنامه استاد کریم پیرنیا استفاده شده است.)

 

سنگ نوشته‌ها

اینبار از سنگ ‌نوشته‌ای یاد می‌کنیم که متأسفانه هر دوی آن‌ها امروز در جایگاه خود نیستند.

 

سنگ نوشته اول

سنگ اول کتیبه‌ای بود در ابعاد 25×50 که بر دیوار محلی به نام قدمگاه در بازارچه محله کلوان نصب بود که بر آن چنین منقور شده بود:

وفات مرحومان مغفوران به رحمت ایزد غفار من جمله زوار ائمه اطهار ، استاد رضا و استاد معصوم و استاد مختار که در راه سامراه قطاع‌الطریق (راه زنان) بر سر ایشان تاختند و استاد مختار به قتل رسید و استاد معصوم در آستانه‌ی امام موسی و استاد رضا در کربلای معلا به رحمت خدا رفتند.

 +++به تاریخ شهر رجب 1119

« مطلب کتیبه که یک سنگ یادبود است پیام مهمی در بر ندارد جز تا امن بودن عراق آن روزگار و اندی سال قبل که متأسفانه این نا امنی علی‌الدوام بوده و هست مگر ما سال گذشته (1382) در عاشورای حسینی شاهد کشته شدن ده‌ها زوار آقا امام حسین (ع) نبودیم و حال مگر نیست و اما آنچه انگیزه و انتخاب این سنگ و بازخوانی و انتخاب آن گردید نکته تذکری است به مسئولین میراث فرهنگی شهر که سارقان کاری به این ندارند که متن سنگ چیست ، تنها به جنس و خط آن اهمیت می‌دهند ؛ لذا تا دیر نشده باید فکری بشود والا عنقریب است که آنچه مانده به سرنوشت دیگر کتیبه‌ها و سنگ‌ نوشته‌های مسروقه شهر گرفتار شود.»

 

سنگ نوشته دوم

امروز هر بازدید کننده‌ای که پا به حیاط مصلی نایین می‌گذارد جلوی تریاس صورت قبری ملاحظه می‌کند که از قبور اطراف خود بلند‌تر و برجسته‌تر است که این نشان مقام و منزلت صاحب آن دارد.

آری این قبر متعلق است به سید محمد نوربخش که از دراویش و اعاظم متصوفه نایین بوده که بر گورش سنگی نهاده بودند مرمرین به اندازه‌ی 40×80 سانتی‌متر و بر آن چنین نوشته بودند:

بالای سنگ چهار نام علی ، در دو گوشه قسمت بالا به خط کوفی.

پیشانی سنگ به خط ثلث نوشته شده بود « لا الله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله حقا » و لچکی چپ الباقی و سه طرف دیگر نام دوازده امام و در وسط به خط نسخ به عربی چنین نگاشته شده بود:

« هذا المرقد المطهر و المشهد المعطر للحضره المقدسه السید الکامل المکمل خلاصه ارباب الاحوال و المقامات مظهر تجلیلات الذات و الصفات سید الواصلین امیر المرشدین افتخار آل طه و پس اعتضاد الاولیا الکاملین قدوه اولاد سید مرسدین الامیر سید زیم المله و الطریقه و الحقیقه والدین علی‌بن السید المخدوم المجذوب قطب البدال ملک الی الوجد و الحال الامیر سید احمدبن الامیر السعید فص خاتم الولایه صدق لؤلؤ الهدایه السید شمس الحق و الدین محمدبن عبدالله اللحصوری النور بخشی قدس الله روح فی اعلی علیین قد وصل الله الی تعالی فی یوم الخمیس من السایع شهر ذی حجه الحرام سنه 903 »

و در پایان سنگ نوشته شده بود:

سال تاریخ از کسی پرسد بگو     طایر جنات بادا روح او

که احتمالا ماده تاریخ وفات آن مرحوم می‌باشد.

کاشی نوشته‌ها نام حسینیه باب‌المسجد برای اکثر نایینی‌ها آشناست و نیازی به توصیف نیست. فضای دورنی حسینیه شامل سه قسمت است ، تخت‌ها ، غرفه‌ها و کلاه فرنگی.

شکل هندسی تخت‌ها یا صفه‌ها و غرفه‌ها هشت گوش بوده که در هر ضلع یک صفه و بالای آن غرفه‌ای قرار دارد. بین طاق نماهای صفه‌ها و غرفه‌ها یک ردیف لوح‌های کاشی مربع شکل نصب شده با زمینه‌های آبی و خط نستعلیق که اشعاری بر آن‌ها نوشته شده است در رثای حضرب اباعبدالله الحسین و حضرت علی‌اکبر و در پیشانی هشتم که شامل هشت لوحه بوده چنین کتابت شده:

طایر ز ازل چو بود طایر به سرشت         بر ماتم شاه چند بیتی بنوشت

امید که از لطف عمیمش گردد          منزلگه او به قصد جاوید بهشت

و در لوحه‌های آخر چنین نگارش شده است :

به دست ناظمش حسین‌علی‌بن محمد‌علی الحسینی النایینی در ماه الجمادی الثانی سنه 1289 تحریر شد در کارخانه عالی حضرت ملاعلی صورت اتمام یافت.

 


[1] در تاریخ انساب خاندان‌های نایین ، وفات او را از 1181 ضبط کرده و گفته میرزا زین‌العابدین ، ملا باشی عهد صفویه و منشی مخصوص و مستوفی دیوان کریم خان زند بوده است . او پسر میرزا ابوالبقای کوچک ( حاکم نایین ) پسر میرزا عبدالباقی ، پسر میرزا ابوالباقی بزرگ ، پسر مظفرالدین بیگلر بیکی کرمان ، پسر میرزا عبدالباقی ... بوده است.

[2] گویا واقف عیال و اولادی نداشته است و به همین جهت آنچه مایملک او بوده وقف بر مسجد جامع نایین و حسینیه باب المسجد شده است.رقبات وی شامل قطعه زمین مزروعی واقع در کشتخوان جزیسر بوده که در حال حاضر به دلیل خشک شدن قنات‌ ، آن زمین مسلوب المنفعه می‌باشد.زمین مهد کودک غنچه ( درخیابان مسجد جامع) یکی از رقبات این موقوفه می‌باشد.

[3] این سیل مهیب در سال 1303 اتفاق افتاده که بخشی از خانه‌های کوچه آخوندی واقع در محله کلوان را تخریب می‌کند. از جمله خانه‌ای معروف به خانه سلطان که محل حاکم نشین نایین در آن سال‌ها بوده است . حاکم آن زمان میرزا اسماعیل هنر فرزند میرزا مهدی هنر ، فرزند میرزا اسماعیل هنر ابوالحسن یغمای جندقی ، شاعر معروف قرن سیزدهم ه.ق بوده است.

[4] آثار قبر صاحب لوح در مسجد وجود ندارد ولی آنچه پیداست ، وی فردی بوده صاحب فضل ، کمال ، علم و هنر که متاسفانه آثار مکتوبی از ایشان در دست نیست.