بیشتر درباره عبا بافی محمدیه نایین
دستگاه
دستگاه بافندگی چوبی بکار رفته در کارگاههای عبابافی یکی از قدیمیترین ماشین بافندگی موجود است که تعدادی از آنها همچنان مورد استفاده هستند. از ابزاری که در این کارگاه بکار میرود، ماکو، خط کش کار، تیغ، ماسوره، چرخ نخ ریسی، جعبه ماسوره کردن، دفتین و وسایل پرداخت را میتوان نام برد.
این کارگاهها در دیگر نقاط شهر نایین هم وجود داشتهاند که در سالهای اخیر تنها در منطقه محمدیه نایین باقی مانده است. در گذشته حدود 700 دستگاه در این زمینه فعال بوده که هماکنون تعداد انگشت شماری پابرجاست و بسیاری از آنها هم کاربردی ندارند.
پارچههای صادراتی
درباره صادرات پارچهها باید دانست که کشورهای گوناگونی که مشتری این کالای نفیس هستند، سلیقههای مختلفی دارد. برخی درخواستها بیشتر از قرار زیر است:
پارچه زرد و خاکی، کشور سوریه
شتری رنگ و شتری خود رنگ، کشور لبنان
رنگ مشکی و قهوهای، کشور عراق
رنگ زرد، کشور مصر
مراحل تولید
در اینجا کوتاه از آنچه برای تولید لازم است را یادآور میشویم. کرک شتر پس از چیده شدن از مو جدا میشد. این مرحله بر عهده خانمهای چیره دست و با سابقه بود که روزمزد کار میکردند. یکی کرک را اصطلاحا میکشید و یکی برای اطمینان بیشتر «تو کشی» میکردند. مو از کرک جدا شده و به سه بخش سفید، سیاه و قهوهای تقسیم میشد. بهترین آن کرک، کرک قهوهای یا «کیرکی سُرخ» بود که به آن کرک گران و اصطلاحا کرک سنگین میگفتند. مو و کرک سیاه ارزانتر بود و با آن عبای مویی سبک و ارزان ساخته میشد. کرک سفید هم با رنگ قهوهای، رنگآمیزی شده و با کرک قهوهای آمیخته میشده است.
پس از آن باید حلاجی توسط مردان انجام بگیرد. این بخش هم به قول معروف کار هر کسی نبود. تنها تعداد محدودی میتوانستند به بهترین شکل کرکهای آماده شده را حلاجی و آماده برای ریسندگی کنند. سپس زمان ریسندگی توسط زنان میرسد. برای هر عبا یک پوی سنگین معادل یک کیلو گرم که به اصطلاح محلی «هفتَه پِنج» میگفتند لازم بود. ریسندگان (چَر ریسها) هم میبایست زنان ماهر و چیره دستی میبودند و کرک را به نخ باریک و ظریف تبدیل میکردند. این کار چنان با اهمیت بوده است که ضرب المثلی هم برای آن مشهور است؛ «وِسکی نازکُم ایرَسَه، هُنُم دُملوی اَوِلُم پـ چَر وَ» بدین معنا که « از بس نازک می ریسم، هنوز دملویم (نخ رسیده شده روی میلهی چرخ، همان دوک پیچیده شده) روی چرخ است. هنوز هنوز یک کلاف هم نپیچیدهام». این اصطلاح زمانی به کار میرود که برای انجام دقیق کاری، زمان زیادی صرف شود. میتوان گفت تنها در میان تمام مردم منطقه، دو یا سه زن از بهترین ریسندگان چرخ ریسندگی بودند و کرک هر کسی را هم برای ریسیدن تحویل نمیگرفتند!
پس از ریسندگی به شکل دوک در میآید و به عبابافان تحویل داده میشد. برای بافتن ابتدا بافنده با پای راست پدال راست را پایین میبرد در این هنگام تارها از هم باز میشود بعد ماکو را از سمت راست از بین تارها عبور داده و از سمت چپ بیرون میآورد بعد از بیرون آوردن ماکو وسط پود را تا یک وجب بالا میبرد (این کار برای این انجام میشود که بعد از دفتین زدن پود در لای تار قرار گیرد) سپس با دست راست دفتین را میگیرد و با دو یا سه ضربه آن را بر روی پود میزند. دوباره با پای چپ پدال سمت چپ را پایین میبرد تا تارها به اندازه ماکو باز شود سپس ماکو را از سمت چپ از بین تارها عبور میدهد دوباره وسط نخ را بالا میبرد و دفتین را دو یا سه مرتبه بر روی پود میزند این کار به همین ترتیب تکرار میشود تا طول آن ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر پیش رود مقرا بافته شده بر روی نورد جلو پیچیده میشود تا طول آن به تا ۶ متر افزایش یابد . عبا بعد از بافته شدن از دستگاه جدا شده و در دستگاه دیگری که فقط شامل دو نورد عقب و جلو میباشد پرداخت و اتوکشی شده و سپس برای دوخت آماده میگردد.
تاریخچهی «عبا» بافی
آنچه که ما با نام عبا میشناسیم به گفتهی آنان که اندکی در این باره پژوهشهایی انجام دادهاند در حدود 150 سال قدمت دارد و پیش از آن کاربافی انجام میگرفته که اوج رونق آن به دوره صفویه باز میگردد. و اما اینکه چه کسی اولین بار توانست این صنعت کهن را در نایین معروف کند و زمینه را برای شهرت جهانی آن آماده سازد همان کسی بود که اولین بار کاری کرد که به دلایلی چون خطر ناپذیر بودن دیگر استادکاران و به صرفه نبودن آن هیچ کس به آن فکر نمیکرد یا دست کم آنرا به مرحله عمل نمیرساند.
استادکاری کوتاه قد به نام «ابوطالب» یا همان «ابطالبچو» نخستین بار عبا را تولید کرد و توانست این صنعت را به شهرت برساند. تا چندی پیش هنوز نوادگان ایشان به این حرفه مشغول بودند و همچون دیگر عبابافان به دلیل از بین رفتن بازار این شغل، دست از این حرفه کشیدهاند. خاندانی همچون طالبینژادها از نوادگان ایشان هستند.
عبا برای فصول گوناگون همچون زمستانی، تابستانی و بهاری تهیه و تولید میشود و سالها بهترین پوشش برای مردمان کویرنشین بوده است. البته جز نایین، شهرهایی چون بهبهان، ملاثانی اهواز و بوشهر هم از تولیدکنندگان این نوع پارچه بودهاند که تولیداتشان به پای تولیدات نایین نمیرسیدند.
این هنر از حدود پنجاه سال پیش شدیدا رو به زوال نهاد. پر واضح است که دیگر عبا مصرف گذشته خود را از دست داده و یا باید به طور کلی آن را فراموش کرد و یا فکری به حالش میشد! این رویداد با تغییر کاربری پارچههای بافته شده برای نخستین بار در سال 1387 توسط یکی از کارگاهدارها به نام محمد مدنیان شکل گرفت. آن هم زمانی که عبابافی با کاهش فروش و صادرات، به شکل سمبولیک درآمد و حرکتی خلاقانه توانست ادامهی حیات این صنعت را تضمین کند.
تولید انواع محصولات کاربردی دیگر همچون جلیقه، کیف دستی، کیف موبایل، سجاده و گلیم در طرحهایی گوناگون توانسته است این صنعت را دوباره زنده کند.
همیشه به روز هستیم، بیشتر از 10 ساله!